صدع . [ ص ُ دُ ](ع اِ) ج ِ صدیع. (منتهی الارب ). رجوع به صدیع شود.
صدع . [ ص ِ ] (ع اِ) جماعت مردم . || پاره ای از هر چیزی . (منتهی الارب ).
صدع . [ ص َدَ ] (ع اِ) بز کوهی و آهو و گورخر و شتر جوان قوی و توانا. || مرد نازک بدن لطیف اندام . || ریم و چرک آهن . || میانه ٔ میان دوچیز از هر نوع که باشد مثلاً میانه ٔ دو د...
فرهنگ معین
(صَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - شکافتن چیزی . ۲ - آشکار ساختن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) شکافتن چیزی را . ۲ - قصد کسی کردن به جهت کرم وجود او . ۳ - فرمان به جای آوردن . ۴ - آشکارا کردن ۵ - خواستن چیزی را . ۶ - ممتاز ساختن حق از باطل . ۷ - ( مصدر ) حکم راست دادن . ۸ - میانه راه رفتن . صدیع
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] به شکافتن و ترک برداشتن جسم سخت، مانند استخوان ، صَدع می گویند . از احکام آن در باب دیات سخن گفته اند.به قول مشهور، دیه ترک برداشتن استخوان، به گونه ای که منجر به از کار افتادن آن گردد، دو سوم دیه آن عضو است و در صورت بهبود بدون عیب و کجی، دیه اش چهار پنجم دیه صورت پیشین خواهد بود. wikifeqh: صدع[ویکی الکتاب] معنی صَّدْعِ: شکاف (مراد از زمین صاحب صدع در عبارت "وَﭐلْأَرْضِ ذَاتِ ﭐلصَّدْعِ...