کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صدر-بار | کلماتور
معانی کلمه : صدر بار
تلفظ بین المللی :
/sˈadr bˈɑr/
تلفظ :
[s'adR b'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سیگنال تک قطبیِ با برگشت به صفر
نشانک تک قطبیِ با برگشت به صفر
التقای دو حرف با صدا
اب بینی را با صدا بالا کشیدن
با اشاره صدا زدن
با تصادم ایجاد صدا کردن
با سختی و شدت و سر و صدا وزیدن
با سر و صدا چیزی را شستن
با صدا ادا کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
صدر بار. [ ص َ رِ ] ( ترکیب اضافی ،اِ مرکب ) پیشگاه. بالای مجلس. صدر مجلس :
در خدمت تو آمده مخدوم پیشگان
بسته به صدر بار تو چون بندگان کمر.
سوزنی.
خورشیدوار نور دهد بر همه جهان
جمشیدوار چون بنشیند به صدر بار.
سوزنی.
رجوع به صدر شود.
فرهنگ فارسی
پیشگاه
کلمات مرتبط
سیگنال تک قطبیِ با برگشت به صفر
نشانک تک قطبیِ با برگشت به صفر
التقای دو حرف با صدا
اب بینی را با صدا بالا کشیدن
با اشاره صدا زدن
با تصادم ایجاد صدا کردن
با سختی و شدت و سر و صدا وزیدن
با سر و صدا چیزی را شستن
با صدا ادا کردن
نظرات