کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صدا-دادن | کلماتور
معانی کلمه : صدا دادن
تلفظ بین المللی :
/sedˈɑ dˈɑdan/
تلفظ :
[sed'A d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تکان دادن چیزی بقصد تولید صدا
صفا دادن
صلا دادن
با صدای بلند انتشار دادن
با صدای پف حرکت دادن
ادم پر سر و صدا و جیغ و داد کن
صدای گوشخراش دادن
صدا
صدا 1
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
صدا دادن. [ ص َ / ص ِ دَ ] ( مص مرکب ) بانگ دادن. آواز دادن :
چنان ز حسن تو اجزای بزم رفت ز هوش
که گر صراحی می بشکنی صدا ندهد.
طالب آملی ( از آنندراج ).
رجوع به صدا شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آواز دادن بانگ دادن .
مترادف و متضاد
sound
(فعل)
زدن، صدا کردن، گمانه زدن، نواختن، سروگوش آب دادن، بصدا در اوردن، بنظر رسیدن، به نظر رسیدن، صدا دادن، بگوش خوردن، ژرفاسنجی کردن
کلمات مرتبط
تکان دادن چیزی بقصد تولید صدا
صفا دادن
صلا دادن
با صدای بلند انتشار دادن
با صدای پف حرکت دادن
ادم پر سر و صدا و جیغ و داد کن
صدای گوشخراش دادن
صدا
صدا 1
نظرات