Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صد

تلفظ بین المللی : /sˈad/ تلفظ :‌ [s'ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • صد اندر صد
  • صد تومانی
  • صد تومنی
  • صد خرو
  • صد در صد
  • صد درجه
  • صد درم
  • صد دینار
  • صد دیناری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

صد. [ ص َ دِن ْ ] (ع ص ) تشنه . (قطر المحیط) (منتهی الارب ). از صدی ناقص یائی است .

صد. [ ص ُدد ] (ع اِ) کوه . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). || ناحیه ٔ وادی و جانب آن . (منتهی الارب ).

صد. [ ص َدد ] (ع مص ) برگردانیدن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (دهار). بگردانیدن . بگشتن . (تاج المصادر بیهقی ).بگردیدن و بگردانیدن ....

فرهنگ عمید

۱. برگرداندن.
۲. منع‌ کردن.
۳. بازداشت.

عدد ۱۰۰؛ ده‌ده‌تا. Δ اصل این کلمه با سین است، زیرا در کلمات فارسی صاد نیست.

عدد ۱۰۰، ده ده تا. &delta، اصل این کلمه با سین است، زیرا در کلمات فارسی صاد نیست.
۱. برگرداندن.
۲. منع کردن.
۳. بازداشت.

فرهنگ معین

در صد (صَ. دَ. صَ)( ق مر.) قطعاً، بی - شک .

(صَ دّ) [ ع . ] 1 - (مص م .) برگردانیدن . 2 - (مص ل .) اعراض کردن ، دوری کردن .

(صَ) [ په . ] (اِ.) 1 - ده برابر ده (100). 2 - خیلی زیاد. ؛ ~ تا یه غاز بی ارزش ، مبتذل . ؛ ~پاره چاک چاک ، پاره پاره . ؛ ~ البته به طور حتم ، مسلماً، قطعاً.

(صَ ) [ په . ] (اِ. ) ۱ - ده برابر ده (۱٠٠ ). ۲ - خیلی زیاد. ، ~ تا یه غاز بی ارزش ، مبتذل ...

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) برگردانیدن . ۲ - ( مصدر ) بگردیدن بگشتن . یا صد سال . هرگز ابدا ( قیاس کنید با سی سال ) .
تشنه

دانشنامه عمومی

سد

صد، یک عدد طبیعی است که بعد از ۹۹ و قبل از ۱۰۱ قرار داردصد (کتاب) نام یکی از کتاب های مایکل اچ هارت است.wiki: مایکل هارت است که در سال ۱۹۷۸ منتشر شد و در سال ۱۹۹۲ ویرایش دوم آن به چاپ رسید. این کتاب رتبه بندی ۱۰۰ شخص می باشد، که بر طبق نظر هارت، بیشترین تأثیر را در تاریخ بشری داشته اند.در این کتاب محمد پیامبر اسلام رتبه نخست را دارد. آیزاک نیوتن و عیسی مسیح نیز در رتبه های دوم و سوم جای د...

گویش اصفهانی

تکیه ای: sad
طاری: sây
طامه ای: sad
طرقی: sây
کشه ای: sây
نطنزی: sad

مترادف و متضاد

hundred ()
سده، صد

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی صُدَّ: بازداشته شد - جلوگیری شدمعنی صَدٌّ: بازداشتنمعنی صَدَّ: بازداشت - مانع شدمعنی رَهْبَةً فِی صُدُ: خوف و ترسمعنی عَلِمَ: دانست(علم به معنای احتمال صد در صد است ، بطوری که حتی یک در صد هم احتمال خلاف آن داده نمیشود . )معنی یَعْلَمُونَ: می دانند (علم به معنای احتمال صد در صد است ، بطوری که حتی یک در صد هم احتمال خلاف آن داده نمیشود . )معنی مَا عَلِمْتُ: نمی دانم - نمی شناسم (...

فرهنگ فارسی ساره

سد


کلمات مرتبط

  • صد اندر صد
  • صد تومانی
  • صد تومنی
  • صد خرو
  • صد در صد
  • صد درجه
  • صد درم
  • صد دینار
  • صد دیناری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات