صبیح . [ ص َ ] (اِخ ) مکنی به ابواحمد. تابعی است .
صبیح . [ص َ ] (اِخ ) مکنی به ابوالوسیم . تابعی و محدث است .
صبیح . [ ص َ ] (اِخ ) ابن قاسم کوفی مکنی به ابوالجهم . تابعی است .
(تلفظ: sabih) (عربی) (در قدیم) (به مجاز) زیبا و شاد ؛ خندان و خوشحال .
پریچهر، جمیل، خوبرو، خوشگل، زیبا، قشنگ ≠ ملیح