معانی کلمه : صبری
لغت نامه دهخدا
صبری . [ ص َ ] (اِخ ) (شریف ...) معروف به علمی زاده . از او چهل و پنج بیت در «زبدة الشعراء» آمده است . (کشف الظنون ص 514 ج 1).
فرهنگ فارسی
وی از شعرای عثمانی و فرزند کتابدار کتابخانه فاتح بود و در بغداد ریاست محاسبات داشت
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: sabri) (عربی ـ فارسی) (صبر + ی (پسوند نسبت)) ، منسوب به صبر ؛ (به مجاز) صبور و شکیبا .
اسم: صبری (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: sabri) (فارسی: صبري) (انگلیسی: sabri)
معنی: صبور و شکیبا، ( صبر، ی ( پسوند نسبت ) )، منسوب به صبر
معنی: صبور و شکیبا، ( صبر، ی ( پسوند نسبت ) )، منسوب به صبر
