Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صافی

تلفظ بین المللی : /sˈɑfi/ تلفظ :‌ [s'Afi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • صافی 1، پالایه
  • صافی 2
  • صافی افندی
  • صافی الیافی
  • صافی اوحدی
  • صافی با شارش بالارو
  • صافی بودن
  • صافی جذب
  • صافی جزری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

صافی . (اِخ ) میرزا جعفر. رجوع به صافی اصفهانی شود.

صافی . (اِخ ) وی از حاجبان ایلک بود و نام وی در ترجمه ٔ تاریخ یمینی (ص 233) آمده است .

صافی . (اِخ ) خادم خاص سلطان محمود و مهتر ساقیان وی . بیهقی آرد: امیر محمود خادمی خاص را که او را صافی میگفتند و چنین غلامان [ساقیان ] ...

فرهنگ عمید

۱. ظرفی با سوراخ‌های ریز که در آن برخی از خوردنی‌ها را صاف می‌کنند یا آب آن‌ها را می‌گیرند.
۲. هر نوع ابزاری که به‌وسیلۀ آن مایعی را صاف می‌کنند.

۱. پاکیزه؛ خالص؛ ناب.۲. پاک و روشن؛ زلال؛ صاف.⟨ صافی شدن: (مصدر لازم) [قدیمی]۱. پاک و پاکیزه شدن؛ بی‌آلایش شدن: ◻︎ بسیار سفر باید تا پخته شود خامی / صوفی نشود صافی تا در‌نکشد جامی (سعدی۲: ۵۸۷).۲. [مجاز] بی‌غل‌و‌غش شدن....

فرهنگ معین

[ ع . ] ۱ - (اِفا. ) پاکیزه ، خالص . ۲ - (اِ. ) شراب بی غش . ۳ - پارچه یا ظرف مشبک مخصوصی که مایعات را از آن عبور داده صاف می کنند.

دانشنامه آزاد فارسی

صافی (الکترونیک). صافی (الکترونیک)(filter)در الکترونیک، مداری که بعضی از سیگنالهای با بسامد معیّن را بهتر از سیگنال های با بسامدهای دیگر منتقل می کند. صافی پایین ـ گذر، سیگنال های با بسامد کم و همچنین جریان مستقیم را انتقال می دهد. صافی بالا ـ گذر سیگنال های با بسامد زیاد را منتقل می کند. صافی نوار ـ گذر فقط سیگنال های موجود در نواری از بسامدها را عبور می دهد.wikijoo: صافی_(الکترونیک) صافی (نورش...

فرهنگ فارسی

اصفهانی میرزا جعفر شاعر ایرانی ( ف. اصفهان ۱۲۱۹ ه.ق . ). وی از سادات بلند پایه اصفهان و مردی خوشخو و شاعری شیرین زبان بود و غالبا غزلسرایی میکرد. او در پایان عمر منظومه ای بنام [شهنشاه نامه]در احوال و شرح جنگهای رسول ص و علی ۴ سرود و ده سال در آن رنج برد و آنرا به فتحعلی شاه هدیه کرد و نیز مثنویی بنام [ گلشن خیال ] دارد . جسد او را در مقبره میر ابو القاسم فندرسکی دفن کردند.پاکیزه وخال ، پاک وروشن،...

دانشنامه عمومی

صافی (ابهام زدایی).
wiki: گونه از تیره صافی ماهیان است.
wiki: صافی (ماهی)

مترادف و متضاد

خالص

فیلتر

همواری

ترش‌بالا

بی‌غش، ناب

پاکیزه، زلال، زلالی

۱. خالص
۲. بیغش، ناب
۳. پاکیزه، زلال، زلالی
۴. فیلتر
۵. همواری
۶. ترشبالا

filter (اسم)صافی، پالونه، صاف کنgloss (اسم)شرح، تصریح، نرمی، تفسیر، حاشیه، جلا، تفصیل، صافی، توضیح، سفرنگ، تاویل، براقی، جلوه ظاهرclearance (اسم)اختیار، روزنه، رخصت، اجازه، ترخیص، ترخیص کالا از گم...

فرهنگ فارسی ساره

پالایه

واژه نامه بختیاریکا

تَوسی؛ هُواری؛ دُلم

فرهنگستان زبان و ادب

{filter} [شیمی، قطعات و اجزای خودرو، مهندسی بسپار، مهندسی شیمی] جسمی متخلخل برای جداسازی جامدات معلق از مایعات یا گازها

کلمات مرتبط

  • صافی 1، پالایه
  • صافی 2
  • صافی افندی
  • صافی الیافی
  • صافی اوحدی
  • صافی با شارش بالارو
  • صافی بودن
  • صافی جذب
  • صافی جزری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات