کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صافکاری-کردن | کلماتور
معنی کلمه : صافکاری کردن
تلفظ بین المللی :
/sˈɑfkɑrˌi kˈardan/
تلفظ :
[s'AfkAR,i k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
صافکاری
مالهء صافکاری
صافکار
صفاکاری
صفاری
صیفیکاری
صفاری بیژن
صفاری حسن
طاهر بن محمد صفاری
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
smooth
(فعل)
ارام کردن، تسکین دادن، صاف کردن، تسویه کردن، هموار کردن، صاف شدن، روان کردن، ملایم شدن، صافکاری کردن
smoothen
(فعل)
رنده کردن، صاف کردن، صاف شدن، نرم شدن، صافکاری کردن، صاف و صیقلی شدن
کلمات مرتبط
صافکاری
مالهء صافکاری
صافکار
صفاکاری
صفاری
صیفیکاری
صفاری بیژن
صفاری حسن
طاهر بن محمد صفاری
نظرات