صاحب دولت. [ ح ِ دَ / دُو ل َ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) مقبل. خوش بخت. بختیار : که از بی دولتان بگریز چون تیرسرا در کوی صاحب دولتان گیر. نظامی.دست زن در ذیل صاحب دولتی تا ز افضالش بیابی رفعتی.مولوی.پدر گفت : تو را ای پسر در این نوبت فلک یاری کرد... که صاحب دولتی در تورسید. ( گلستان ).طریق و رسم صاحب دولتان است که بنوازند مردان نکو را.سعدی. || عارف واصل : چون مرغ روحانیت طالب از بیضه بشریت بواسطه تربی...
فرهنگ عمید
۱. صاحب اقبال، نیک بخت: که از بی دولتان بگریز چون تیر / بُنه در کوی صاحب دولتان گیر (نظامی۲: ۲۴۲ ). ۲. [قدیمی] توانگر: طریق و رسم صاحب دولتان است / که بنوازند مردان نکو را (سعدی۲: ۶۸۳ ). ۳. (تصوف ) عارف، عارف واصل.