کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صاحب-حالت | کلماتور
معانی کلمه : صاحب حالت
تلفظ بین المللی :
/sˈɑheb hˈɑlat/
تلفظ :
[s'Aheb h'Alat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صاحب الحال
صاحب
صاحب اباد
صاحب اختیار
صاحب اسرار
صاحب افسر
صاحب افسر گردون
صاحب اقتدار
صاحب البحر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
صاحب حالت. [ ح ِ ل َ ] ( ص مرکب ) دارای جذبه و شور. آنکه حرارتی و عشقی دارد :
که صاحب حالتان یکباره مردند
ز بی سوزی همه چون یخ فسردند.
نظامی.
فرهنگ عمید
کسی که شوروشوق و عشق و هیجان دارد.
فرهنگ معین
( ~ . لَ ) [ ازع . ] (ص مر. )کسی که شور و شوق و عشقی دارد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آن که عشقی و حرارتی دارد . ۲ - دارای جذبه و شور و شوق .
کلمات مرتبط
صاحب الحال
صاحب
صاحب اباد
صاحب اختیار
صاحب اسرار
صاحب افسر
صاحب افسر گردون
صاحب اقتدار
صاحب البحر
نظرات