شیم . (اِخ ) نام ماهیی که یونس را فروبرده بود. (ناظم الاطباء) (از برهان ).
شیم . [ ش َ ی َ ] (ع اِ) هر زمینی که آنرا از پیش نکنده باشند و به سختی و صلابت خود باقی باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
شیمه#NAME?
نوعی ماهی سفید با خالهای سیاه در پشت: ◻︎ می بر آن ساعدش از ساتگنی سایه فگند / گفتی از لاله پشیزهستی بر ماهی شیم (معروفی: شاعران بیدیوان: ۱۴۲).
شوم، نامبارک.