Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیفته کردن

تلفظ بین المللی : /ʃˈifteː kˈardan/ تلفظ :‌ [S'ifte: k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • زیاد شیفته کردن
  • شیفته و مسحور کردن
  • شایسته نقل قول کردن
  • شایسته کردن
  • شیفته
  • شیفته حال
  • شیفته خاطر
  • شیفته رای
  • شیفته رنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

شیفته کردن. [ ت َ / ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عاشق و شیدا کردن. دل بردن و آشفته ساختن :
خلق را بر تو چنین شیفته احسان تو کرد
تا تو باشی دل تو سیر مباداز احسان.
فرخی.
شیفته کرد مرا عشق و ولای تو چنین
شایدم هرچه به من عشق و ولای تو کند.
منوچهری.

فرهنگ فارسی

عاشق شیدا کردن دل بردن و آشفته ساختن

مترادف و متضاد

enamor (فعل)شیفتن، شیفته کردنenamour (فعل)شیفتن، شیفته کردنenthrall (فعل)اسیر کردن، شیفته کردن، بنده کردن، بغلامی دراوردن، مفتون ساختنenthral (فعل)اسیر کردن، شیفته کردن، بنده کردن، بغلامی دراوردن، مفتون ساختن...

کلمات مرتبط

  • زیاد شیفته کردن
  • شیفته و مسحور کردن
  • شایسته نقل قول کردن
  • شایسته کردن
  • شیفته
  • شیفته حال
  • شیفته خاطر
  • شیفته رای
  • شیفته رنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات