کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شیطانی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : شیطانی کردن
تلفظ بین المللی :
/ʃejtˈɑni kˈardan/
تلفظ :
[Sejt'Ani k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دارای روح شیطانی کردن
شهوانی کردن
شیطانی
شیطانی شدن
شیطانی در لباس مبدل
شیطانی بودن انصاب
ایات شیطانی
سست در برابر وسوسه شیطانی
عمل شیطانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
شیطانی کردن. [ ش َ / ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شیطنت نمودن ( طفل ). شوخی و ناآرامی کردن بچه. شیطنت. درجستن و فروجستن و دویدن و فریاد کردن کودک چنانکه طبع کودک است. بازیهای پر داد و فریاد کردن بچه. ( یادداشت مؤلف ). || محتلم کردن. جنب ساختن : گر عروس فکر بکرم چهره بنماید به خواب جبرئیل عقل را درلحظه شیطانی کنم.ملا فوقی یزدی ( از آنندراج )....
فرهنگ فارسی
شیطنت نمودن شوخی نا آرامی کردن بچه .
کلمات مرتبط
دارای روح شیطانی کردن
شهوانی کردن
شیطانی
شیطانی شدن
شیطانی در لباس مبدل
شیطانی بودن انصاب
ایات شیطانی
سست در برابر وسوسه شیطانی
عمل شیطانی
نظرات