شیرینه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) شیرینک و جوشی که در اندام و روی کودکان بهم رسد. ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). سعفه. سعفه رطبه. شیرینج. شیرینک. شکوفه. زردزخم. ( یادداشت مؤلف ).شیرین. شیرونه. شیرینک. ( از آنندراج ) ( انجمن آرا ). ریشی است که بر سر کودکان برآید. ( زمخشری ). سعفه. ( دهار ). شیرینک. ( فرهنگ جهانگیری ). سعفه و شیرینه ، بژه هایی بود که بر سطح تن برآید ...
فرهنگ عمید
شیرینک#NAME?
= شیرینک
فرهنگ فارسی
۱ - زرد زخم شیرینک . ۲ - چوبی که جغرات را زنند تا مسکه بر آید .
دانشنامه عمومی
شیرینه، گِلی ناز (نام علمی: Glinus lotoides) نام یک گونه از سرده شیرینه است.