Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیرخوارگی

تلفظ بین المللی : /ʃirrxˈɑreɡˌi/ تلفظ :‌ [SiR-x'AReg,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تغذیۀ شیرخوارگی
  • شیرخوارگاه
  • شیرخوارگاه در ایران
  • شیرخوارگان
  • شیرخواری
  • همایش شیرخوارگان حسینی
  • شیرخاگین
  • شیرخوار
  • شیرخواره
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شیرخوارگی. [ خوا / خا رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) حالت طفلی که شیر می خورد. ( ناظم الاطباء ). رضاعت. رضاع. ممالحت. ( یادداشت مؤلف ). ملح. ( منتهی الارب ). رجوع به شیرخواره شود.
- سن شیرخوارگی ؛سن طفولیت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت شیرخواره

کلمات مرتبط

  • تغذیۀ شیرخوارگی
  • شیرخوارگاه
  • شیرخوارگاه در ایران
  • شیرخوارگان
  • شیرخواری
  • همایش شیرخوارگان حسینی
  • شیرخاگین
  • شیرخوار
  • شیرخواره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات