شیاریدن. [ دَ ] ( مص ) شیار کردن. ( یادداشت مؤلف ) ( فرهنگ فارسی معین ). گاوآهن راندن در زمین.( ناظم الاطباء ). مصدر شیار است بمعنی شیار کردن. و زمین را شکافتن و راندن به جهت زراعت ، و شدیاریدن هم می گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). || آماده کردن زمین جهت زراعت و کشت. || تخم افشاندن در زمین. || کشتکاری کردن. ( ناظم الاطباء ). بمعنی زراعت کردن هم آمده است. ( برهان ) ( آنندراج ).- بازشیاریدن ؛ زیرورو ...