Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیء

تلفظ بین المللی : /ʃˈejʔ/ تلفظ :‌ [S'ej?]
فرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • شیء رقمی
  • شیء فعال
  • شیء منفعل
  • شیء نذری
  • شیءِ صفر
  • شیء اضافه یا الحاق شده
  • شیء بخصوص
  • شیء در خود
  • شیء فی نفسه
فرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

فرهنگ معین

(شَ یا ش ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - آن چه که بتوان از آن اعلام و اخبار کرد، چیز. ج . اشیاء. ۲ - مجهول (ریاضی ).

دانشنامه آزاد فارسی

(در لغت به معنی چیز) نزد فلاسفه و متکلمان اشعری به معنی موجود. نزد متکلمان معتزلی شیء به هر چیزی که می تواند در خارج موجود باشد، اعم از واجب الوجود و ممکن الوجود اطلاق می شده است. برخی متکلمان شیء را شامل امر قدیم، امر حادث و جسم دانسته اند. در فلسفه بین دو اصطلاح شیء و موجود فرقی نیست، اطلاق شیء بر تمام امور عقلی، خیالی، وهمی، و خارجی جایز است و در هر مورد معنای خاص خود را دارد. اطلاق شیء بر خداو...

دانشنامه عمومی

شیء ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:آویژه یا شیء یا آبجکت در فلسفهموجودیتwiki: ساختمان داده یا یک تابع باشد. در نمونه برنامه نویسی شیء گرا بر پایه کلاس، «شی» به یک مثال ویژه ای از کلاس اشاره می شود که می تواند ترکیبی از متغیرها، توابع و ساختمان های داده باشد. در رابط های مدیریتی پایگاه داده یک شی می تواند یک جدول، ستون یا یک رابط بین موجودیت داده و پایگاه داده باشد (مانند مربوط بودن ...

مترادف و متضاد

object (اسم)شیی ء، هدف، مقصود، کالا، چیز، مفعول، موضوع، منظره، شیء، شییthing (اسم)شیی ء، کار، اسباب، جامه، متاع، چیز، دارایی، لباس، شیءres (اسم)ماده، چیز، شیء، شیء بخصوص...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] شی ء: چیز را گویند و جمع آن اشیاء می باشد. از آن به مناسبت در باب وصیّت و اقرار سخن گفته اند.کسی که وصیّت کرده چیزی از مالش را به دیگری بدهد، یک ششم اموال او به وی داده می شود. اقرار با لفظ شیءاگر کسی با لفظ مبهمی همچون شی ء اقرار کند، اقرارش صحیح است؛ لیکن او را به تفسیر آن ملزم می کنند. wikifeqh: شیء[ویکی الکتاب] معنی شَیْءٍ: چیزیمعنی خَلَقَهُ: آنچه را آفرید(در جمله " أَحْسَنَ کُلَّ ش...

فرهنگستان زبان و ادب

{object} [ریاضی] هر عضو یکی از دو رده ای که یک رسته تشکیل می دهند و نقشی شبیه مجموعه ها دارد

کلمات مرتبط

  • شیء رقمی
  • شیء فعال
  • شیء منفعل
  • شیء نذری
  • شیءِ صفر
  • شیء اضافه یا الحاق شده
  • شیء بخصوص
  • شیء در خود
  • شیء فی نفسه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات