Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شکفیدن

تلفظ بین المللی : /ʃˌekofˈidan/ تلفظ :‌ [S,ekof'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • شکافیدن
  • شکریدن
  • شکوفیدن
  • شگفیدن
  • جیغ و فریاد شکیدن
  • شکرفیدن
  • شکهیدن
  • شافیدن
  • شکنیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

شکفیدن. [ ش ِ ک ُ دَ ] ( مص ) بشکفیدن. آماسیدن. || شکفتن. شکفته گردیدن. ( ناظم الاطباء ). کنایه از شگفته و خندان شدن : چو نامه بر سام نیرم رسیدز شادی رُخش همچو گل بشکفید.فردوسی.سکندر چو او را بدینگونه دیدز شادی رُخش همچو گل بشکفید.فردوسی.چو گل بشکفید از می سالخوردرخ نامداران و شاه نبرد.فردوسی.وقتی که چون دو عارض و رخسار تودر باغ گل همی شکفد صدهزار.فرخی.اگر سیر کِشتم ، همی بشکفیدبه اقبال من نرگس از...

فرهنگ عمید

۱. شکفتن، شکفته شدن.
۲. باز شدن غنچه.
۳. [مجاز] باز شدن لب ها هنگام تبسم، خندان شدن: چو سلطان نظر کرد او را بدید / ز دیدار او همچو گل بشکفید (سعدی: لغت نامه: شکفیدن ).

فرهنگ معین

(ش کُ دَ ) (مص ل . ) ۱ - باز شدن غنچه . ۲ - خندان شدن .

کلمات مرتبط

  • شکافیدن
  • شکریدن
  • شکوفیدن
  • شگفیدن
  • جیغ و فریاد شکیدن
  • شکرفیدن
  • شکهیدن
  • شافیدن
  • شکنیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات