کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شکسته-شدن | کلماتور
معانی کلمه : شکسته شدن
تلفظ بین المللی :
/ʃekˈasteː ʃˈodan/
تلفظ :
[Sek'aste: S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شکسته شدن قبح چیزی
کشتی شکسته شدن
در هم شکسته شدن لایه های سیال
حرز را شکستن و بزور داخل شدن
شسته شدن
شکستن و باز شدن
موجب شکست شدن
شکست مستولی شدن
شکستن و وارد شدن
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
( ~ . شُ دَ ) (مص ل . ) ۱ - خرد شدن . ۲ - پریشان شدن . ۳ - پیر و تکیده شدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - شکافتن خرد شدن . ۲ - پریشان شدن مضطرب گشتن . ۳ - مانند پیران شدن مسن به نظر آمدن .
کلمات مرتبط
شکسته شدن قبح چیزی
کشتی شکسته شدن
در هم شکسته شدن لایه های سیال
حرز را شکستن و بزور داخل شدن
شسته شدن
شکستن و باز شدن
موجب شکست شدن
شکست مستولی شدن
شکستن و وارد شدن
نظرات