شکرگفتار. [ ش َ ک َ گ ُ ] ( ص مرکب ) شیرین زبان و شیرین سخن.( ناظم الاطباء ). شیرین گفتار. ( آنندراج ) : آنان که پریروی و شکرگفتارندحیف است که روی خوب پنهان دارند.سعدی.مگر طوبی برآمد در سرابستان جان من که بر هر شعبه ای مرغی شکرگفتار می بینم.سعدی.سعدی اندازه ندارد که چه شیرین سخنی باغ طبعت همه مرغان شکرگفتارند.سعدی.کجا همی رود آن شاهد شکرگفتارچرا همی نکند بر دو چشم من رفتار.سعدی....