کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شکارگر | کلماتور
معانی کلمه : شکارگر
تلفظ بین المللی :
/ʃekˈɑrɡar/
تلفظ :
[Sek'ARgaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
شکارگر ـ گردآور
شکارگر ـ گرداور
شمارگر
شمارگر 1
شمارگر 2
شمارگر تناسبی
شمارگر سوسوزن
شمارگر هسته
شمارگر هسته های میعان اَبر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
شکارگر. [ ش ِ گ َ ] ( ص مرکب ) شکارچی. نخجیرگر. صیاد. ( یادداشت مؤلف ). شکارگیر. صیاد. ( ناظم الاطباء ) :
عقل سگ جان هوا گرفت چو باز
کاین سگ و باز چون شکارگراست.
خاقانی.
و رجوع به
شکارچی
و مترادفات دیگر شود.
فرهنگ عمید
شکارگیر، شکارچی، صیاد.
فرهنگ فارسی
شکارگر، شکارچی، صیاد
شکارچی صیاد شکار گیر
مترادف و متضاد
دامگستر، دامیار، شکارچی، صیاد
کلمات مرتبط
شکارگر ـ گردآور
شکارگر ـ گرداور
شمارگر
شمارگر 1
شمارگر 2
شمارگر تناسبی
شمارگر سوسوزن
شمارگر هسته
شمارگر هسته های میعان اَبر
نظرات