شک . [ ش َ ] (اِ) (مأخوذ از زند و پازند) گمان و ظن و شبهه . (از برهان ) (ناظم الاطباء).
شک . [ ش ُ ] (فرانسوی ، اِ) برخورد. ضربه که به صحت کسی وارد آید. || اثر صاعقه و برق در اطراف محل ورود صاعقه .
عقعق#NAME?
۱. گمان بردن در امری.
۲. [مقابلِ یقین] گمان.
۳. شکاف و ترکیدگی کوچک در استخوان.
〈 شک کردن (به شک افتادن): (مصدر لازم) در امری شبهه و تردید پیدا کردن.
(لکی؛ شرق کنگاور) شَک؛ گوسفند نر.
گمان
۱نوعی ماهی ۲گوشت راسته ی گاو یا گوسفند ۳کوهان
تکیه ای: šak
طاری: šak
طامه ای: šak
طرقی: šak
کشه ای: šak
نطنزی: šak
بدگمانی، سوءظن
احتمال، اشکال، ظن، وسواس
تردید، دودلی، ظن، گمان ≠ یقین
تذبذب، تردد، تردید، دودلی، ریب، ریبت، شبهه ≠ یقین
۱. تذبذب، تردد، تردید، دودلی، ریب، ریبت، شبهه
۲. بدگمانی، سوءظن
۳. احتمال، اشکال، ظن، وسواس ≠ یقین
گمان