شهوانی. [ ش َهَْ نی ی / نی ] ( از ع ، ص نسبی ) مرد خواهان و آرزومند.( از منتهی الارب ). بمعنی شهوان. ( از اقرب الموارد ). || هر چیز متعلق بشهوت. ( ناظم الاطباء ). منسوب بشهوت که بمعنی خواهش نفس و آرزوست. ( غیاث ) ( از آنندراج ). منسوب بشهوت. از شهوت. ( یادداشت مؤلف ).- قوه شهوانی ؛ یکی از قوای ثلاثه آدمی است که بعقیده قدماءِ اطبا معدن آن کبد [ جگر ] است و کار او همه حاصل کردن لذات و گذاردن شهوات ...
فرهنگ عمید
۱. مربوط به شهوت. ۲. شهوت انگیز. ۳. پرشهوت، نشان دهندۀ شهوت.
فرهنگ معین
( ~ . ) (ص نسب . ) ۱ - آن چه که از روی شهوت باشد. ۲ - آرزومند.
فرهنگ فارسی
ویژگی آنچه تمایل جنسی را برمیانگیزد یا مربوط به آن است
دارای شهوت، مردخواهان و آرزومند، هوس، شهوت ( صفت ) منسوب به شهوت آن چه از روی شهوت صورت گیرد . ۲ - صاحب شهوت دارای شهوت آرزومند . یا قوه شهوانی . قوه شهوت قوه شهویه مقابل قوه غضبانی .