شناوری. [ ش ِ وَ ] ( حامص مرکب ) عمل شناور. سباحت. آب ورزی. ( ناظم الاطباء ). شنا کردن روی آب. حرکت کردن روی آب. شناگری. سباحت. ( فرهنگ فارسی معین ) : چنان بگریم از این پس که مرد بتوانددر آب دیده سعدی شناوری آموخت.سعدی.هش دار تا نیفکندت پیروی نفس در ورطه ای که سود ندارد شناوری.سعدی.تذریع؛ فراخ کردن بازو را در شناوری. سَبْح ، سباحة، عَمْج ؛ شناوری نمودن. ( منتهی الارب ).- شناوری کردن ؛ شنا کردن. ( ...
فرهنگ عمید
عمل شناور، شنا کردن روی آب.
دانشنامه آزاد فارسی
شناوری (floating)حالت تعادل جسم آرام گرفته یا معلق مانده در سطح شاره (مایع یا گاز). بنابر اصل ارشمیدس، بر جسمی که به صورت کامل یا جزئی در شاره ای فرورفته باشد، نیرویی روبه بالا وارد می شود که بزرگی اش برابر با وزن شارۀ جابه جاشده است. اگر چگالی جسم بیشتر از چگالی شاره باشد، وزن جسم از نیروی رو به بالا بیشتر خواهد بود و جسم در شاره فرو می رود، اما اگر چگالی جسم کمتر از چگالی شاره باشد، نیروی روبه ب...
فرهنگ فارسی
عمل شناور شنا کردن روی آب سباحت شناگری .
خاصیتی از جسم که آن را در سطح یک مایع شناور یا در درون شارۀ تراکمپذیری مانند جوّ معلق میسازد
دانشنامه عمومی
حرکت شیء بر روی آب بدون اراده و اختیار با اراده و اختیار= شناگری
نیروی شناوری (به انگلیسی: Buoyancy force) نیرویی است که توسط یک سیال به جسم غوطه ور در آن به سمت بالا وارد می شود و با نیروی وزن مقابله می کند.شابک ۰-۰۷-۰۶۲۵۳۷-۹ Victor Lyle Streeter, E. Benjamin Wylie, Keith W. Bedford.Fluid mechanics.New York:McGraw Hill,1998در یک ستون از سیال، با افزایش عمق فشار افزایش می یابد. در نتیجه فشا...