شناو. [ ش ِ ] ( اِ ) شناب که شناوری و آب ورزی باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). سباحت و شنا و آب ورزی. ( ناظم الاطباء ) : پیغامبر ( ع ) فرموده است : علموا صبیانکم الرمایة و السباحة؛ گفت : بیاموزید فرزندان را تیراندازی و شناو. ( نوروزنامه ). و جمله را ادب سلاح و مردی از تیر انداختن و نیزه داشتن و... و شمشیر و قاروره افکندن و شناو و آنچه مردان را بکار آید. ( مجمل التواریخ ). پسر دیوانه به بهانه ماهی ، خو...