شمة. [ ش َم ْ م َ ] (ع اِ) واحد شم . (ناظم الاطباء). یک بار بوییدن . (غیاث ) (آنندراج ). رجوع به شم شود.
شمه . [ ش ِ م ِ / ش ِم ْ م ِ ] (اِ) چربی شیر و پنیر. (ناظم الاطباء). چربی سرشیر و چربی پنیر و ماست . (انجمن آرا) (آنندراج ).
۱. مقدار کمی از چیزی کم؛ اندک.
۲. [قدیمی] بوی اندک.
۱. سرشیر؛ چربی شیر.
۲. نخستین شیری که از گاو یا گوسفند پس از زاییدن دوشیده شود؛ آغوز؛ فرشه؛ فله.
(شَ مَّ) [ ع . شمة ] (اِ.) 1 - بوی خوش . 2 - اندک ، کم .
(ش مَ) (اِ.) 1 - اولین شیری که از گاو یا گوسفند پس از زاییدن دوشند. 2 - سرشیر.
خوابیدن پرندگان هنگام غروب
بو، شمیم
اندک، جزء، خلاصه، کم
۱. اندک، جزء، خلاصه، کم
۲. بو، شمیم