شمعدان. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) معرب آن نیز شمعدان است و به صورت شمعدانات و شماعدین جمع بندند. ظرفی که در آن شمع قرار گیرد.( فرهنگ فارسی معین ) ( از اقرب الموارد ). ظرفی که در آن شمع چراغ را می گذارند. قندیل. کبه دان. ( ناظم الاطباء ). آنچه در آن شمع نهند سوختن و روشنی دادن را، مانند پیه سوز که پیه در آن نهند همین مقصود را. ( یادداشت مؤلف ). از قبیل چراغدان. ( آنندراج ). استوانه کوتاه دیواره به قطر ش...
فرهنگ عمید
جای شمع، ظرفی که در آن شمع برای روشن کردن قرار می دهند.