معانی کلمه : شمشیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ابزاری آهنی با تیغهای دراز و تیز که در قدیم در جنگ به کار میرفته.
〈 شمشیر زدن: (مصدر لازم) جنگ کردن با شمشیر.
〈 شمشیر کشیدن: (مصدر لازم) بیرون کشیدن شمشیر از غلاف؛ برآوردن شمشیر از نیام به قصد جنگ کردن.
فرهنگ معین
(شَ ) [ په . ] (اِ. )سلاحی آهنین و فولادین که دارای تیغه ای بلند و منحنی و برنده است . ، ~ را از رو بستن کنایه از: حالت تهدیدآمیز به خود گرفتن . ، ~ را غلاف کردن کنایه از: از تهدید دست کشیدن و از در سازش درآمدن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نقل قول
شمشیر سلاحی سرد است که از یک تیغه بلند و لبه تیز و یک دسته تشکیل شده است.
• «در دنیا دو نیرو هست، شمشیر و سیاست، بیشتر اوقات شمشیر مغلوب سیاست شده است.» -> افلاطون
• «در دنیا دو نیرو هست، شمشیر و سیاست، بیشتر اوقات شمشیر مغلوب سیاست شده است.» -> افلاطون
wikiquote: شمشیر
گویش اصفهانی
تکیه ای: šamšir
طاری: šemšir
طامه ای: šamšir
طرقی: šemšir
کشه ای: šemšir
نطنزی: šamšir
مترادف و متضاد
تیغ، چاقو، حسام، خنجر، دشنه، زوبین، قمه، کارد، نیزه
