شمان. [ ش َ ] ( نف ) گریان و نوحه کنان. ناله و زاری کنان. ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ). بانگ و غریو کننده. ( فرهنگ فارسی معین ) : زآن ملک را نظام و از این عهد را بقازآن دوستان به فخر و از این دشمنان شمان.عنصری.|| ترسیده. ( ناظم الاطباء ). ترسنده. ( برهان ). || آشفته. پریشان گشته. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ). || رمیده و نفرت کننده. ( ناظم الاطباء ). رمنده. ( انجمن آر...
فرهنگ عمید
۱. هراسان. ۲. آشفته و پریشان: ازآن ملک را نظام و زاین عهد را بقا / وزآن دوستان به فخر و زاین دشمنان شمان (عنصری: ۳۴۴ ).
فرهنگ معین
(شَ ) (ص فا. ) ۱ - هراسان و بانگ کننده . ۲ - رمنده . ۳ - آشفته ، پریشان .
فرهنگ فارسی
شمیدن ( صفت ) ۱ - بانگ و غریو کننده ( از تشنگی و گرسنگی ) . ۲ - رزمنده . ۳ - آشفته پریشان .