Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شمال

تلفظ بین المللی : /ʃˈomɑl/ تلفظ :‌ [S'omAl]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • شمأل
  • شمال شرق وز
  • شمال غرب وز
  • شمال نما
  • شمال وز
  • شمال ایالت نیویورک
  • شمال باختری
  • شمال خاوری
  • شمال شرق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

شمال .[ ش ِ ] (اِخ ) آذربادگان . (آثارالباقیه ) (مفاتیح ).

شمال . [ ش ِ ] (ع اِ) سرشت . ج ، شمائل . (از منتهی الارب ). سرشت . طبع. خوی . ج ، شمائل . (ناظم الاطباء). طبع. خو. خوی . عادت . خلق . (یادداشت مؤلف ). خوی . (دهار). خو. خلق . (مقدمه ٔ لغت میر سیدشریف جرجانی ص 3). || خوبی ذات . سرشت نیکو. (ناظم الاطباء) (برهان ). || چپ . ضد یمین . ج ، اَشمِلَة، شما...

فرهنگ عمید

۱. [مقابلِ یمین] طرف چپ، سمت چپ.
۲. [مقابلِ جنوب] (جغرافیا ) طرف دست چپ کسی که رو به مشرق ایستاده باشد.
۳. (صفت ) [قدیمی] شوم، نامبارک، بدیمن.

فرهنگ معین

(ش ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - سمت روبروی ما وقتی که خورشید در سمت راستمان باشد. ۲ - سمت چپ .

فرهنگ فارسی

← جهان شمال

طرف چپ، سمت چپ، ضدیمین، مقابل جنوب( اسم ) ۱ - جانب روبروی کسی که محل طلوع آفتاب در جانب راست او قرار گیرد طرف دست چپ کسی که رو به مشرق ایستاده باشد. مقابل جنوب . ۲ - بادی که از جانب شمال وزد . ۳ - سمت چپ مقابل یمین . یا بلاد شمال . شهرهایی که در قسمت شمالی کره زمین یا کشوری واقع شده اند . یا قطب شمال . آن قطب از کره زمین که بمحاذات ستاره قطبی باشد .لغتی است در شمال که بادی است جم...

دانشنامه عمومی

نَسا، نَسو، جانب و سویی که خورشید به آن سو کمتر بتابد. در پستی و بلندی به ویژه در کوه یا کوههایی که یک سویش رو به شمال یا نَسا باشد، خورشید کمتر به آنسو می تابد. واژگونه ی جنوب یا خورتاب که در همه ی روز یا در بیشتر هنگام روز، خورشید بدان سوی می تابد. این واژه همچنان در زبان تالشی امروز کاربرد دارد و در زبان فارسی نیز به همان معنی جایی است که بر آن آفتاب نتابد یا کمتر بتابد.

شُمال (شِمال هم ت...

گویش مازنی

۱شمال ۲باد ملایم خنک

/shemaal/ شمال - باد ملایم خنک

مترادف و متضاد

سمت چپ، یسار

خو، سرشت، نهاد

چهره، شکل، صورت

۱. خو، سرشت، نهاد
۲. چهره، شکل، صورت
۳. سمت چپ، یسار

north (اسم)
باد شمال، شمال، در شمال

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی شِّمَالِ: چپمعنی شَّمَائِلِ: سمت چپها (جمع شِمال)معنی ذِی ﭐلْقَرْنَیْنِ: لقب یکی از اولیاء الهی علیهم السلام (در روایتی از امام صادق علیه السلام درمورد ذی القرنین علیه السلام آمده است که کارهائی میکرد که از بشر عادی ساخته نیست و شخصی از حضرت علی (علیهالسلام) پرسید : آیا ذو القرنین پیغمبر بود ؟ در پاسخ فرمود : نه ، ولی بن...ریشه کلمه: شمل (۱۲ بار)wikialkb: شِمَال...

فرهنگ فارسی ساره

اپاختر

فرهنگستان زبان و ادب

[علوم سیاسی و روابط بین الملل] ← جهان شمال

کلمات مرتبط

  • شمأل
  • شمال شرق وز
  • شمال غرب وز
  • شمال نما
  • شمال وز
  • شمال ایالت نیویورک
  • شمال باختری
  • شمال خاوری
  • شمال شرق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات