معانی کلمه : شمار
لغت نامه دهخدا
شمار. [ ش ِ ] (اِ) نام درختی است کوتاه و بسیار سخت که پیشه وران از آن دسته ٔ افزار و دست افزار سازند. (برهان ). || انیسون . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. عدد.
۲. حساب.
۳. نمره.
۴. حد و اندازه.
۲. حساب.
۳. نمره.
۴. حد و اندازه.
فرهنگ معین
(شُ ) [ په . ] (اِ. )۱ - حساب . ۲ - حد، اندازه . ۳ - عدد. ۴ - نمره .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
حساب
آمار، تعداد
رقم، عدد، نمره
اندازه، حد، شماره، عداد
۱. رقم، عدد، نمره
۲. اندازه، حد، شماره، عداد
۳. حساب
۴. آمار، تعداد
واژه نامه بختیاریکا
بِیلِه
فرهنگستان زبان و ادب
{count} [فیزیک] تعداد کل رویدادهای یونشی ثبت شده در بازۀ زمانی معین در آشکارساز هسته ای
{edition, tirage (fr. )} [عمومی] تعداد نسخه های یک متن چاپی در هر نوبت چاپ
{edition, tirage (fr. )} [عمومی] تعداد نسخه های یک متن چاپی در هر نوبت چاپ
