شماخ . [ ش َم ْ ما ] (ع ص ) شامخ . بلند : نهری صحاب و جویی پرآب یافتند و کوهی شماخ و زمینی سنگلاخ . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 355).
شماخ . [ ش َ ] (اِ) مخفف شاماخ است که پستان بند زنان یعنی پارچه ای که پستانهای خود را بدان بندند. (از برهان ) (ناظم الاطباء). مخفف شاماخ که سینه بند زنان ب...
فرهنگ عمید
بسیارمرتفع.
سینهبند زنان؛ پستانبند.
سینه بند زنان، پستان بند. بسیارمرتفع.
فرهنگ معین
(شَ ) (اِ. ) نک شاماخ .
دانشنامه آزاد فارسی
شَمّاخدر شاهنامۀ فردوسی، شاه سوریان ، از دلاوران ایرانی روزگار کِیخسرو. او چون هُجیر، نامۀ گودَرز را برای شاه ایران آورد، کِیخسرو او را به استقبال هُجیر فرستاد. شمّاخ یکی از سرداران کیخسرو در نبرد بزرگ او با اَفراسیاب بود.wikijoo: شماخ...
فرهنگ فارسی
مخفف شاماخ سینه بند زنان باشد
فرهنگ اسم ها
اسم: شماخ (پسر) (فارسی) معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام شاه سوریان و از دلاوران ایران در زمان کیخسرو پادشاه کیانی