شلیک. [ ش ِل ْ لی ] ( اِ ) تخلیه اسلحه آتشی و رها کردن تیر آن. ( ناظم الاطباء ). گشاد. افکندن تیر از سلاحی آتشی چون تفنگ و توپ.- شلیک کردن ؛ گشاد دادن یعنی انداختن تفنگ و توپ و امثال آن. ( یادداشت مؤلف ). || گاه بمعنی حرکت و سر و صدای ناگهانی و شدید خاصه در مورد خنده ( شلیک خنده ) نیز استعمال میشود. ( فرهنگ لغات عامیانه ).- شلیک خنده ؛ خندیدن به صدای بلند و ممتد فردی یا جمعی : شلیک خنده آنها به گ...
فرهنگ عمید
۱. خالی کردن توپ یا تفنگ. ۲. (اسم) [مجاز] صدای ناگهانی و بلند خنده. 〈 شلیک کردن: (مصدر لازم و مصدر متعدی) آتش کردن و رها کردن گلوله از توپ یا تفنگ؛ تیراندازی کردن با توپ یا تفنگ.
۱. خالی کردن توپ یا تفنگ.۲. (اسم ) [مجاز] صدای ناگهانی و بلند خنده.* شلیک کردن: (مصدر لازم و مصدر متعدی ) آتش کردن و رها کردن گلوله از توپ یا تفنگ، تیراندازی کردن با توپ یا تفنگ....
فرهنگ معین
(ش لُ ) (اِ. ) = شلک : صدای خالی شدن توپ یا تفنگ ، رها کردن گلوله .
فرهنگ فارسی
در تیراندازی، عمل چکاندن ماشه یا رها کردن زهکمان
صدای خالی شدن توپ یاتفنگ، شلیک کردن: آتش کردن ( اسم ) ۱ - تخلیه اسلحه آتشی ( توپ و تفنگ ) رها کردن گلوله . ۲ - آوای خروج گلوله از سلاح آتشین . ۳ - آوای خنده شدید : شلیک خنده آن ها به گوش می رسید .
دانشنامه عمومی
شلیک (علوم اعصاب). در علوم اعصاب، شلیک یا اسپایک (به معنای نیزه) همان پتانسیل عمل است که بر روی غشای تحریک پذیر یک سلول عصبی پدید می آید، طول اکسون را طی می کند و وظیفهٔ پیغام رسانی را بر عهده دارد. شلیک معمولاً به شکل موج حاصل از اندازه گیری یک پتانسیل عمل که در حال گذر است اطلاق می گردد. برای اطلاعات بیشتر به پتانسیل عمل مراجعه کنید.کدگذاری فاز شلیککدینگ عصبیدر مباحث رمز عصبی (کد نورونی) و نیز...