معانی کلمه : شلیله
لغت نامه دهخدا
شلیلة. [ ش َ ل َ ] (ع اِ) کلافه ای از نخ (لغة عراقیة). (ناظم الاطباء).
( شلیلة ) شلیلة. [ ش َ ل َ ] ( ع اِ ) کلافه ای از نخ ( لغة عراقیة ). ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کلافه از نخ

شلیلة. [ ش َ ل َ ] (ع اِ) کلافه ای از نخ (لغة عراقیة). (ناظم الاطباء).