معانی کلمه : شلان
لغت نامه دهخدا
شلان. [ ش َ ] ( نف ، ق ) صفت بیان حالت. لنگان. در حال شلیدن : شلان شلان رفتن ؛ رفتن با شلی. لنگان لنگان رفتن. ( یادداشت مؤلف ).
- شلان شلان ؛ تعبیری است نظیر لنگ لنگان و لنگان لنگان ، صفت یا قید است برای راه رفتنی که به زحمت و با لنگیدن صورت گیرد. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
- شلان شلان رفتن ؛ لنگان لنگان رفتن. ( یادداشت مؤلف ).
- شلان شلان ؛ تعبیری است نظیر لنگ لنگان و لنگان لنگان ، صفت یا قید است برای راه رفتنی که به زحمت و با لنگیدن صورت گیرد. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
- شلان شلان رفتن ؛ لنگان لنگان رفتن. ( یادداشت مؤلف ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
صفت بیان حال لنگان در حال شلیدن .
دانشنامه عمومی
شلان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان قره سو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۷ نفر (۱۹خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان قره سو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۷ نفر (۱۹خانوار) بوده است.
wiki: شلان
