Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شقار

تلفظ بین المللی : /ʃaq1ˈɑr/ تلفظ :‌ [Saq1'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شقاری
  • تپه شقاریج
  • شقاریج سفلی
  • شقاریج علیا
  • ربو شاران
  • روحی شارستانی
  • زلال ساز با شارش بالارو
  • زمین شار
  • شاخص رفتار شارش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شقار. [ ش َ ] (اِخ ) جزیره ای است میان اوال و قطر و در آن ده های بسیاری است . مردم آن از قبیله ٔ بنوعامربن حارث بن انمار... هستند. (از معجم البلدان ج 4).

شقار. [ ش ُق ْ قا ] (ع اِ) یک قسم ماهی که کوهان دراز دارد. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ج ِ شَقِر. (ناظم الاطباء). رجوع به...

فرهنگ فارسی

یک قسم ماهی که کوهان دراز دارد یا لاله یا گیاهی دیگر است .

کلمات مرتبط

  • شقاری
  • تپه شقاریج
  • شقاریج سفلی
  • شقاریج علیا
  • ربو شاران
  • روحی شارستانی
  • زلال ساز با شارش بالارو
  • زمین شار
  • شاخص رفتار شارش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات