شعیر. [ ش َ ] (اِخ ) موضعی است به بلاد هذیل . (منتهی الارب ). || محله ای است به بغداد، از آن محله است شیخ عبدالکریم بن حسن بن علی . (منتهی الارب ).
شعیر. [ ش َ ] ( ع اِ ) جو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). نام غله معروف که به فارسی و هندی جو گویند، و گویند شعیر ازشَعْر بمعنی مو است زیرا که جو مو بر سر دارد و گندم ندارد یا آنکه کم دار...
فرهنگ عمید
۱. = جو۱ jo[w] ۲. = شعیره ۳. واحد ملک، معادل یک شانزدهم دانگ.