کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شریان-بند | کلماتور
معانی کلمه : شریان بند
تلفظ بین المللی :
/ʃarˈiɑn bˈand/
تلفظ :
[SaR'iAn b'and]
پیمایش سریع
دانشنامه آزاد فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
شریان بندی
عامل بند اورنده جریان خون
جریان باد
شریان
شریان بزرگ
شریان کوچک
شریان گیر
شریان یا ورید اکبلیلی
شریان براکیوسفالیک
دانشنامه آزاد فارسی
مترادف و متضاد
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:تورنیکه
wikijoo:
شریان_بند
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
ligature (اسم)بار، بند، نوار، رشته، خط ارتباط، شریان بند، رباط، کلید کوک سازهای زهی، بخیه زنی، زخم بند، شریان بندی، خط پیوند، دو یا چند حرف متصل بهمgarotte (اسم)اسباب ادمخفهکنی، شریان بندgarrote (اسم)اسباب ادمخفهکنی، شریان بند، راهزنی به وسیله خفه کردن مردمtourniquet (اسم)شریان بند...
کلمات مرتبط
شریان بندی
عامل بند اورنده جریان خون
جریان باد
شریان
شریان بزرگ
شریان کوچک
شریان گیر
شریان یا ورید اکبلیلی
شریان براکیوسفالیک
نظرات