شرقی . [ ش َ ] (اِخ ) قریه ای است یک فرسنگی کمتر جنوب چرکس . (فارسنامه ٔ ناصری ).
شرقی . [ ش َ ] (اِخ ) ولید شرقی . از راویان است و از ابووائل روایت کند. (منتهی الارب ).
شرقی . [ ش َ ] (اِخ ) قزوینی (یا شرمی قزوینی ). رجوع به شرمی قزوینی و فرهنگ سخنوران شود.