کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شرطی | کلماتور
معانی کلمه : شرطی
تلفظ بین المللی :
/ʃˈarti/
تلفظ :
[S'aRti]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
شرطی سازی
شرطی سازی تهییجی
شرطی سازی دیرآیند
شرطی سازی مرتبه بالاتر
شرطی سازی مهاری
شرطی سازی وارونه
شرطی سازی پاسخ
شرطی سازی پاولفی
شرطی سازی پسایند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
شرطی .
[ ش ُ طا ] (ع اِ) مثل شرطی . رجوع به شرطی شود.
شرطی . [ ش َ طی ی ] (ع ص نسبی ) قرارداد نامعین .- بشرطی که ؛ موافق قراردادی که . (ناظم الاطباء).|| منسوب به شرطه . (یادداشت مؤلف ) (از مهذب الاسماء). || منسوب به شرط و عهد وپیمان و گرو. (ناظم الاطباء). || کیفیتی . (یادداشت مؤلف ). || در اصطلاح منطق قسمتی از قیاس اقترانی است . رجوع به قیاس شود....
فرهنگ عمید
۱. مربوط به شرط.
۲. (ادبی ) در دستور زبان، جمله ای که در آن ادات شرط به کار رفته باشد.
۳. (منطق ) ویژگی قضیه یا امری که مقید به شرط باشد.
فرهنگ معین
(شُ ) (ص نسب . اِمر. ) گروهی از برگزیدگان اعوان حاکمان و والیان ، ج . شرط
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - گروهی از برگزیدگان اعوان حاکمان و والیان جمع : شرط .
مثل شرطی
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
provisory (صفت)احتیاطی، شرطی، موقتconditional (صفت)مشروط، شرطی، مشروطه، نامعلومprovisional (صفت)مشروط، شرطی، سپنج، موقتی، موقتeventual (صفت)مشروط، شرطی، احتمالی، موکول بانجام شرطی، مشروط بشرایط معینی...
کلمات مرتبط
شرطی سازی
شرطی سازی تهییجی
شرطی سازی دیرآیند
شرطی سازی مرتبه بالاتر
شرطی سازی مهاری
شرطی سازی وارونه
شرطی سازی پاسخ
شرطی سازی پاولفی
شرطی سازی پسایند
نظرات