شرابخواری. [ ش َ خوا / خا ] ( حامص مرکب )باده پرستی. می پرستی. ( ناظم الاطباء ) : سر در عشرت و شرابخواری و خلوتها ساختن فروبرد و به کام شهوت راندن مشغول شد. ( فارسنامه ابن البلخی ص 42 ). ماهی دو سه در نشاطکاری کردند به هم شرابخواری.
نظامی.
فرهنگ فارسی
۱ - شرابخواری . ۲ - ساغر و جامی که در آن شراب ریزند .
[ویکی فقه] شرابخواری یکی از گناهان کبیره است. که قرآن کریم پیروان خویش را از آن برحذر داشته است، چنان که می فرماید: «یا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا انَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْانْصابُ وَالْازْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» ای کسانی که ایمان آورده اید، شراب و قمار و بت ها و گروبندی با تیرها پلید و کار شیطان است، از آن اجتناب کنید تا رستگار شوید.اما...