Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شر

تلفظ بین المللی : /ʃˈar/ تلفظ :‌ [S'aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • شَر
  • شَرّ
  • شِر
  • شِرّ
  • شِرَّ
  • شر اندیش
  • شر اندیشی
  • شر انگیختن
  • شر انگیزی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

شر. [ ش ُرر ] (ع اِ) شَرّ. (منتهی الارب ). رجوع به شر شود.

شر. [ ش َ ] (اِ) نامی است که در نور و مازندران به شمشاد دهند. (از درختان جنگلی ایران ص 193).

شر. [ ش ِ ] (اِ) نامی است از جمله ٔ نامهای آفتاب عالمتاب . (برهان ) (آنندراج ). اما ظاهراً مصحف «مثر» (= مهر) است . (حاشیه...

فرهنگ عمید

۱. [مقابلِ خیر، جمع: شرور] بدی، فساد.
۲. ضرر، زیان.

فرهنگ معین

(شَ رّ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - بدی . ۲ - بدذاتی . ۳ - فساد.

دانشنامه آزاد فارسی

شَرّ(در لغت به معنی بدی در مقابل خوبی یا خیر) در سه جایگاه استعمال شده است. ۱. شرّ طبیعی، همچون بیماری ها و حوادث مضر طبیعی چون زلزله ۲. شرّ اخلاقی، همچون صفات رذیلۀ نفس و اعمال ناپسند چون دروغ و دزدی. ۳. شرّ فلسفی، به معنی فقدان کمال در موضوعی که می تواند کمال مند باشد. فلاسفه با تحلیل خیر و شرّ، خیرها را امور وجودی می دانند و شرّها را امور عدمی و چون علت العلل را دارای حکمت و عدل کامل می دانند، ...

فرهنگ فارسی

بد

بدشدن، بدی کردن، بدی، فساد، فاسدشدن، شرور، بدکار، بدکارتر، بدکردارتر، بسیارشریر، اشرار
( صفت ) ۱ - بد کارتر بد کردار تر . ۲ - بسیار شریر جمع : شرار .
نامی است از جمله نامهای آفتاب عالمتاب .

دانشنامه عمومی

بد

شِر یعنی مندرس ، کهنه ، پاره

شر در برابر خیر، مفهومی نزدیک به بی اخلاقی است در فلسفه اخلاق خیر به وجود، وجود مطلوب و لذت؛ و شر به عدم، فقدان کمال و درد و رنج تعریف شده است. این سؤال که آیا شر نسبی، مطلق یا موهوم است به چهار دیدگاه متقابل منجر می شود: مطلق گرایی اخلاقی، نسبی گرایی اخلاقی، اخلاق ستیزی و جهانی گرایی اخلاقی.شر اخلاقی یا خطاشر طبیعی یا فیزیکی: رنج هایی که بر موجود عاقل و...

گویش مازنی

۱شعر ۲شیر – سلطان جنگل ۳شیر آب و غیره

۱شهر ۲شر فاسد – بدکردار ۳مکانی مشخص ۴شرح و تفصیل

/shar/ شهر - شر فاسد – بدکردار ۳مکانی مشخص ۴شرح و تفصیل & شعر - شیر – سلطان جنگل ۳شیر آب و غیره

مترادف و متضاد

بدی ≠ خیر

تباهی، فساد

آشوب، شورش، غائله، فتنه

۱. بدی
۲. تباهی، فساد
۳. آشوب، شورش، غائله، فتنه ≠ خیر

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی شَرَّ: شرّ - بدی - بدتر - بدترینمعنی خَبَالاًَ: شر وفسادمعنی شَّیْطَانُ: موجودی سراپا شرمعنی نَّجْدَیْنِ: دو سر بالایی (کلمه نجد به معنای راهی است به سوی بلندی ، و مراد از نجدین راه خیر و راه شر است و اگر راه خیر و شر را نجد خوانده ، برای این بوده که هر دو مستلزم رنج و مشقت است )معنی سَیَکْفِیکَهُمُ: به زودی دربرابر آنان تو را کفایت می کند (از شر آنها تورا حفظ می کند)معنی جُنَّة...

فرهنگ فارسی ساره

بد

واژه نامه بختیاریکا

( شِر ) شُر؛ جرعه
( شِر ) عقب؛ دنبال؛ پی
( شِر ) مدت؛ واحد وقت
( شِر ) واشر ( یه چی ) وَستِن
تیمِه؛ جَر
( شُر ) شِر

کلمات مرتبط

  • شَر
  • شَرّ
  • شِر
  • شِرّ
  • شِرَّ
  • شر اندیش
  • شر اندیشی
  • شر انگیختن
  • شر انگیزی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات