شدیار. [ ش ُ ] ( اِ ) به معنی شدکار است که شخم کردن و شکافتن زمین باشد بجهت زراعت کردن و با ذال نقطه دار هم آمده است به معنی زمینی که آن را گاو رانده باشند تا تخم بیفشانند. ( برهان ). شدکار. شیار و شخم زمین. زمین گاوکرده که تخم کارند در او. ( اوبهی ). شخم. زمین گاوکرده. ( لغت فرس اسدی ): مَثیرَة؛ گاو شدیار. ( منتهی الارب ) : به زخم پای ایشان کوه دشت است بزخم یشک ایشان دشت شدیار.عنصری.گل خوشبوی پاک...
فرهنگ عمید
= شدکار: به زخم پای ایشان کوه دشت است / به زخم یشک ایشان دشت شدیار (عنصری: ۳۹ )، یکی را زمین بوستان است و شوره / یکی کشت و فالیز و شدیار دارد (ناصرخسرو۱: ۲۲۳ ).
فرهنگ معین
(ش یا شُ ) (اِ. ) شیار، شخم ، زمین شیار کرده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - شکاف زمین برای زراعت شیار . ۲ - زمینی که در آن شکاف ایجاد کرده باشند برای زراعت .