شتر. [ ش َ ت َ ] (اِ) منقار مرغان . (برهان ).
شتر. [ ش ِ ] (اِخ ) نام کوهی است . (از معجم البلدان ).
شتر. [ ش ُ ت َ ] (اِ) مصاحب و هم نشین ناکس و بی قدر. (ناظم الاطباء).
۱. بریدگی.
۲. برگشتگی پلک چشم.
۳. (اسم) عیب و نقص.
۴. (ادبی) = اَشتر
۱. پستاندارای نشخوارکننده و حلالگوشت با گردن دراز و پای بلند و یک یا دو کوهان بر پشت.
۲. [عامیانه، مجاز] قاچ خربزه یا هندوانه به همراه پوست؛ شتری.
(شَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - برگشتگی پلک چشم . 2 - فروهشتگی پلک پایین . 3 - انقطاع ، بریدگی ، انشقاق (لب زیرین و غیره ). 4 - عیب ، نقص .
تکیه ای: ošdor
طاری: ošdor
طامه ای: ošdor
طرقی: ošdor
کشه ای: ošdor
نطنزی: ošdor
ابل، اشتر، جمل، ناقه