شتاب کردن، عجله کردن
رفتن، عازمشدن، عزیمت کردن ≠ ماندن، درنگ کردن
۱. رفتن، عازمشدن، عزیمت کردن ۲. شتاب کردن، عجله کردن ≠ ماندن، درنگ کردن