معانی کلمه : شبگون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
شبرنگ، سیاه، تیره.
فرهنگ معین
( ~ . ) ۱ - (ص مر. ) تیره . ۲ - (اِمر. ) گوهر شب چراغ .
فرهنگ فارسی
شبرنگ، سیاه، تیره
۱ - ( صفت ) شبرنگ تیره سیاه . ۲ - گوهر شبچراغ .
۱ - ( صفت ) شبرنگ تیره سیاه . ۲ - گوهر شبچراغ .
فرهنگ اسم ها
اسم: شبگون (دختر) (فارسی) (تلفظ: shabgon) (فارسی: شبگون) (انگلیسی: shabgon)
معنی: به رنگ شب، شبرنگ
معنی: به رنگ شب، شبرنگ
