شب تاب. [ ش َ ] ( نف مرکب ، اِ مرکب ) تابنده در شب. شبتاب. آنچه در شب میدرخشد. || ماه را گویند و به عربی قمر خوانند. ( برهان قاطع ). ماه و قمر. ( ناظم الاطباء ). || چراغ. ( آنندراج ). قندیل. || شمع. ( ناظم الاطباء ). || گوهر آبدار. ( آنندراج ). گوهر. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ).- گوهر شب تاب ؛ گوهر درخشان . || مگس آتشی. ( ناظم الاطباء ). || گربه سیاهی که چشمهای وی در مدت شب به شدت میدرخشد. ( ناظم ا...
فرهنگ عمید
۱. ویژگی آنچه در شب می درخشد، هرچیزی که هنگام شب درخشندگی و تابش داشته باشد. ۲. (اسم، صفت فاعلی ) (زیست شناسی ) کرم شب تاب.
فرهنگ معین
( ~ . ) (ص فا. ) ۱ - آن چه که در شب بدرخشد. ۲ - شب چراغ . ۳ - ماه ، قمر. ۴ - کرم شب تاب .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آن چه که بدرخشد . ۲ - شب چراغ . ۳ - ماه قمر . ۴ - کرم شب تاب شب چراغک . آنچه که درشب میدرخشد، کرم شب تاب، شب افروز
دانشنامه عمومی
چیز یا شیئی که در هنگام شب نور از خود ساطع میگرداند گوهر شب تاب یعنی جواهری که در شب می درخشد کرم شب تاب نوعی کرم است که در شب بدلیل وجود فسفر در بافت بیرونی اش می درخشد
شبتاب می تواند به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:کرم شب تابزیست تابی: تولید و انتشار نور به وسیله یک موجود زندهنورتابی شیمیایی: نورتابی بدون انتشار حرارتفسفرسانس: نوع خاصی از نورتابی شیمیایی که در آن نور توسط جسم جذب شده ...