شاو. (ص ) بمعنی خالص چنانکه زر شاو بمعنی زر خالص است . (از غیاث اللغات ). اما صحیح کلمه ساو است با سین مهمله . (حاشیه ٔ غیاث اللغات چ دبیرسیاقی ). رجوع به ساو شود.
شاو. ( ص ) بمعنی خالص چنانکه زر شاو بمعنی زر خالص است. ( از غیاث اللغات ). اما صحیح کلمه ساو است با سین مهمله. ( حاشیه غیاث اللغات چ دبیرسیاقی ). رجوع به ساو شود.شأو. [ ش َءْوْ ] ( ع اِ ) سبد و...
فرهنگ معین
( شأو ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) سبقت گرفتن . ۲ - کندن . ۳ - (اِ. ) غایت هر چیز. ۴ - تک ، ته . ۵ - مهار شتر. ۶ - به شکل شتر. ۷ - خاک چاه . ۸ - زنبیل .
فرهنگ فارسی
نویسنده ایرلندی (و.دوبلین ۱۸۵۶- ف.۱۹۵٠ م . ) . وی در خانواده ای تهیدست متولد شد. در کودکی عشق بموسیقی را از مادر هنرمند خویش ارث برد.پس از تحصیل اندک برای امرار معاش به کار های مختلف مشغول شد . سپس در لندن در روزنامه ای بکار پرداخت و با نوشتن مقالات معاش خود را تامین میکرد. در سال ۱۸۷۹ بتحریر داستان و نمایشنامه آغاز کرد . در سال ۱۸۸۲ بفعالیتهای سوسیالیستی پرداخت . برنارد شاو در نمایشنامه قویتر از ...