شاهنشاهی . [ هََ ] (ص نسبی ) منسوب به شاهنشاه . - اریکه ٔ شاهنشاهی ؛ تخت سلطنت . رجوع به شاهنشاه شود.
شاهنشاهی . [ هََ ] (حامص مرکب ) شاهنشاه بودن . شاه شاهان بودن . || فرمانروایی . (فرهنگ فارسی معین ). شهریاری . (ناظم الاطباء). سلطنت . پادشاهی : به یک گردش به شاهنشاهی آرددهد دیهیم و تخت و گوشوارا. رودکی .پس از آن باد...
فرهنگ عمید
۱. شاهنشاه بودن، پادشاهی، فرمانروایی. ۲. (صفت نسبی، منسوب به شاهنشاه ) مربوط به شاهنشاه: کشور شاهنشاهی، ارتش شاهنشاهی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به شاهنشاه اریکه شاهنشاهی .
مترادف و متضاد
امپراطوری، پادشاهی
imperial(صفت)
همایون، عالی، با عظمت، مجلل، با شکوه، امپراتوری، شاهنشاهی