معانی کلمه : شاهنامه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کتابی که در آن سرگذشت پادشاهان ایران، به نظم یا نثر، گرد آمده باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نقل قول
مترادف و متضاد
epopee (اسم)
حماسه، منظومه، شاهنامه، اشعار حماسی، شاعر اشعار حماسی، رجز
